دلانه های بارانی
دلانه های بارانی

دلانه های بارانی

!!

 نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !  


....

و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد!!

دلگیری!

دلم گرفته. 

نمی دونم چم شده. 

دلم تنگ شده برای خیلی چیزا و خیلی موقعیتها. 

 

نمی دونم چکار کنم. 

انگار یه بغض کال ته گلومه! نمی رسه. نمی ترکه .  

 

کاش علاجی داشتم. 

کاش............................ 



پ.ن ) شاهد از غیب رسید: 

 خـــــــدایــــــــــــــــــا در گلویم ابـــر کوچــکی ست که خیــال بـارش نـــدارد.
میــــــشود مــرا بــغل کنـــی ؟!

گاهی...

گاهی این روزها بدجور دلم عاشقانه می خواهد! 

گاهی این روزها بدجور دلم هوایی کارهایی می شود. 

گاهی  این روزها بدجور دلم تنهاست  

گاهی ....

این چند روز

سلام بعد از ۴ روز.! 

خیلی اتفاقای جالبی افتاد! یادتونه که پست قبلی گفتم : نمی دونم چطوری برای واکسیناسیون مرخصی بگیرم؟ 

خلاصه که شنبه به خاطر برگزاری انتخابات و این حرفها - تعطیل شدیم و من هم  بلافاصله عازم درمانگاه هلال احمر - مرکز استان - شدم و کارم رو انجام دادم. 

و خیلی هم خوشحال شدم که مجبور نشدم از مدیرخانم درخواست مرخصی کنم. 

دیروز و امروز هم از صبح داشتیم میدودیم و تا ظهر به سرعت گذشت!از بس که سرمون توی اسناد و مدارکی بود که مدیر خانم باید می برد اداره! و ایشون ما رو هم زا به راه! (اگه درست باشه املاش) کردن!! دیروز که منو تا ساعت نزدیک ۲ نگه داشته! بهش یه چیزی هم میگی - میگه: از اداره گفتن که با نیروهای دفترت! این کار رو تموم کن! 

آخه هیشکی نیست بهش بگه: اگه راست میگی از اون نیروهات نگهدار که حق و حقوق دوبله میگیرن و عین خیالشون نیست! نه من! هرچند برام مهم نیست! اما حرفم رو بهش زدم !یه جورایی و اونجور نیست که هیچی نگم. 

خلاصه که  خدا رو شکر  همچین کارام رو جور کرد! که محتاج نباشم منت!کشی کنم!! 

ای بابا!

سلام. 

خوبین؟ 

عجب روزگاری شده ها! 

برامون دوره ضمن خدمت گذاشتن.دو روز هفته که هر دوتاش روز کاریم هم هست! از طرفی هم برنامه های سفرم به عتبات و من واقعاً سر در گم هستم که چه جوری این وقایع رو با هم مچ کنم که صدای مدیرخانم ! در نیاد. البته دو روز ضمن خدمت رو که من نذاشتم - اداره گذاشته و حالا بحث اینه که منم باید همین روزا برم برای واکسیناسیون و نمی دونم چطور به مدیر خانم بگم که این شکلی نشه! هر چند الان  ساعات اوج کارم نیست اما مدیر خانمه دیگه! اگه بدونم که کارت واکسن رو ازمون نمی خوان که نمیرم واکسن بزنم! مسئله اینه که نمی دونم! 

 

تازه یه چیزی: مدیر خانم میگه که سر صبحایی که کار داری بیا! بعدش برو!که همکارا اعتراض نکنن! اما کار داداشی هم هست که اگه بخواد وسط روز بیاد - برنامه اش به هم میخوره!  

به نظرتون چکار کنم؟