| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
روزهای قبل از سفر برایم روزهای پر از دغدغه و استرسی بود و هر اتفاقی نگرانم می کرد که بمانم از سفری که انتظارش را داشتم.با آنکه ته دلم آرام بود اما بعضی دغدغه ها سخت مشغولم می کرد.
سلام دوستان من برگشتم.
خداوند نصیب همه ی شما دوستان عزیز کند انشااله.
از لطف همه ممنونم.
در اسرع وقت کامنتهای پست قبل رو جواب میدم.
لحظه ی دیدار نزدیک است . . .
بگذریم که آقای اخوان این شعر رو به چه هدفی گفتن منتها گویا که داستان هر آمدنی را رفتنیست فعلاً برقراره! منم الان از فرصت پیش آمده استفاده کردم و آمدم که از شما دوستان عزیزم خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم.
امیدوارم که قسمت همه ی مشتاقا بشه سفر به خانه ی خدا.
مدتی نیستم امیدوارم که مریم بانو رو فراموش نکنین.

امروز از اون روزا بود.
دیروز با اداره کل تماس گرفتم و قانون مرخصی و اینا رو پرسیدم.
امروز به مدیرخان میگم: همچین حالتم میشه که من جایگزین بیارم و اینکه مرخصی بی حقوق نگیرم.
میگه: می دونی که اینجا محیط کوچیکه و زود منطقه خبر میشه.اصلا نمیشه خانم بانو.
میگم: خودتون خوب میدونین که بخواین میشه.کاری نداره . من درخواست مرخصی بدون حقوق می کنم و جایگزین هم نمیارم چون از حقوقم کم میشه.
میگه: فکر نکنم بشه!منطقه هم مرخصی بدون حقوق بهت میده.هم جایگزین گردن خودته! اگه مدرکی یا حرف مستدلی داری برای منطقه بگو.
خلاصه کلی صحبت کردیم و آخرشم گفت که از نظر من مشکلی نیست!!!اما منطقه شرایطش متفاوته!
العان خیلی ناآرام نیستم.فقط کمی نگرانم.
امیدوارم فردا همه چی به خوبی پیش بره و زیاد کش پیدا نکنه. هر چند ته دلم قرصه که اونی که دعوتم کرده - همه چی رو فراهم میکنه.من نباید عجول باشم و کم صبر.
خدایا! کمی صبر می خواهم و کمی آسانی در کارها!
خدایا! اونجوری که خودت می دونی ردیفش کن.

خدایا!دوست دارم زیاد. . . 

