دلانه های بارانی
دلانه های بارانی

دلانه های بارانی

پدر - پسر - مادر

دیشب ایمیلی داشتم که من رو یاد این خاطره انداخت:  

زنگ نقاشی یکی از پسرام نقاشیش رو آورده و داستانشو برام تعریف می کنه (من همیشه شنونده ی داستان نقاشی های بچه هام) 

میگه : خانم! اینجا پارکه.پدر و پسر دارن تفریح می کنند.(زیر هر آدمک هم نوشته بود پدر - پسر) 

میگم: خب . مادر خانواده کجاست؟ 

میگه: مادر خونه است داره غذا درست می کنه!! 

من:  چرا نیاوردنش پارک؟ 

میگه: خب دیگه  مونده خونه - پس کی غذا درست کنه!

میگم: عجب پدر و پسر نامردی!مادر رو تنها گذاشتن خونه و خودشون اومدن گشت و گزار 

بچهه :  

 


 

خلاصه اینجوریاست!

کی می خواد چیکاره بشه؟

چهارشنبه بحث اینکه کی می خواد چیکاره بشه بود. 

فکر کنین از یه کلاس 31 نفره  

1معلم 

1 پروفسور 

1 ماشین فروش 

1 املاکی  

1فوتبالیست 

1آتش نشان 

1فوتبالیست دکتر!

1 پلیس طلافروش

1 مهندس برق 

1 دکتر داروساز  

1 پنجره ساز

1بازیگر 

1 فیلم نامه نویس 

1 فضانورد  

1 دکتر متخصص

ا دامپزشک

8پلیس  

3دکتر 

2دندانپزشک   

2خلبان 

حالا شما فکر کن بچه ای که می خواست دامپزشک بشه اسم شغلش رو نمی دونست میگه : دکتر گاو - گوساله ها! 

من :  

بچه ی کلاس :  

 

باقی بچه ها :  

 

خلاصه همچین کلاس فرهیخته ای دارم من

دلنوشت

خوابهایی که تعبیرشان بسی شگفت است و عجیب و جالب!  

اولویتی که در تکمیل ظرفیت اعلام شد.  

راهی که نمی دانم رفتنی اش خواهم بود یا نه.  

و گفتگویی با او که مرا می خواند و من نمی دانم لیاقتش را دارم یا نه.  

 

دیشب بدجور دلم گرفته بود.با شنیدن خبر دعوتت!هم غافلگیر شدم و هم خوشحال و هم سر در تفکر.  

 

می دانم آن موقع هم در کنار سپاس و شکر باز هم گله و شکایت داشتم از وضعیتم ! وای که من چقدر کم شکیبم!

 

خلاصه که نمی دانم می شود یا نه!  

اما  

خدایا! به خاطر همه چیز ممنونم. می دانم بیشتر اوقات مثل دختر بچه ی بازیگوشی هستم  

 

که به فکر بازیهای کودکانه ی خود است بدون توجه به اندرزهای پدرانه و مهربانانه ات  

 

و تو چقدر صبور و مهربانی در برابر تمام ناسپاسیهایم! 

کاش قدر بدانم و خوب باشم  آنگونه که تو می خواهی....

یازی

مدتهاست دارم به یه بازی وبلاگی فکر می کنم.  

الان به ذهنم رسید که چندتا سوال  بذارم (هر کی دوست داشت شرکت کنه)  

 

1.دنیای مجازیتون و دوستای مجازیتون تا کجا وارد .واقعیت میشن؟  

2.چطور به یه دوست مجازی اعتماد می کنین؟  

3.چه چیزها یا کارهایی سرگرمتون  می کنن؟  

*هر کس به این سوالا جواب بده (به همشون) جایزه اینه که یه سوال از من بپرسه 

 

بعداً نوشت: 

  

ممول خانم ازم خواسته خودم جواب سوالات رو بدم.منم اینجا می نویسم. 

1.من سعی می کنم خیلی خیلی نزدیک نشم و یه فاصله داشته باشم و اینکه خیلی از حرفهام همین جا زده شده (البته با بعضی دوستان تا حدودی این قانونم شکسته شده و کمی بیشتر از دید و بازدید نتی باهاشون مکالمه و تعامل دارم. )

2.من کلاً پروسه ی اعتماد کردنم طول می کشه و در حین تعاملات و رفتارهایی که نشون میدن به نتایجی می رسم که معمولاً درسته و به قول رویا بانو : تیرماهی ها یه حس قوی توی درک طرف مقابل دارن مگه اینکه گیج بشن در بعضی مواقع. 

3. سرگرمیهام : مطالعه - حل جدول - وب گردی - گوش کردن به موسیقی - حرف زدن با دوستایی که برام بهترین همصحبت هستن(البته این تیکه جزء زندگیمه نه سرگرمیم) - نوشتن - کشف و یادگرفتن غذاهای جدید و پختنشون - کارهای هنری مثل بافتنی - گلسازی و ...  

(خلاصه که یه دوست بسی هنرمند دارین و خودتون خبر ندارین  اصلاً هم خودشیفته نیستم )

اولین برف پائیزی

امروز صبح سر کلاس بودیم که یکی از بچه های شیطون کلاس یهو وسط تعریف یکی از همکلاسی هاش داد زده : آخ جون داره برف میاد. 

اون لحظه من :  

بچه ی شیطون :  

باقی بچه ها :  

مبگم : الان وسط موضوعی که دوستت داره تعریف می کنه - آیا رفتارت درسته؟حواس همه رو پرت کردی؟ 

میگه: ببخشید خانم.آخه برف داره میاد.گفتم بهشون بگم که زنگ تفریح بریم برف بازی. 

من :  هنوز برف تازه شروع شده - نمیشه که برف بازی کرد..... 

خلاصه در این حین زنگ هم خورد و بچه ها شادان از اینکه برن برف بازی و در حال گوش کردن توصیه ی من که هوا سرده لباس هاتونو بپوشید و برید بیرون! 

یکی از بچه های تا حدی خجالتی اومده کنار میزم (من در حال تصحیح دفتراشون) میگه : 

خانم! شما هم بچه بودین.برف بازی می کردین؟اصلاً برف بازی دوست داشتین؟ 

من: بله که دوست داشتم. کلی هم برف بازی می کردم و آدم برفی درست می کردم.الانم دوست دارم 

محمد حسن : منم دوست دارم برف بازی رو.تازه خواهرم هم عاشق برف بازیه ( اونم یه دختره دیگه) 

 

خلاصه سرشو تکون داد و رفت.  

 

منم به این فکر کردم که توی عالم خودش چه تشابهی پیدا کرده!بین خانم معلمش و آبجیش که هر دو تا برف بازی دوست دارن.